
چون سایه دور از روی تو
افتادهام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو
وای از امید باطلم
رهی معیری
این دلاویزترین حرف جهان را همه وقت
نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو
«دوستم داری؟» را از من بسیار بپرس
«دوستت دارم» را با من بسیار بگو
فریدون مشیری
چشمهایش شروع واقعه بود
آسمانی درون آنها من
در صدایش پرنده میرقصید
برتنش عطر خوب آویشن
علیرضا آذر
خدا وقتی گونههای تو را میتراشید
لبهای تو را میبافت
پاهای تو را بنا میکرد
دستهایش نمیلرزید ؟
اما برای من
هر شب بی تو
یلداست
منی که
زیر حافظ چشمانت
یادت را
دانه دانه می کنم
سید محمد مرکبیان
حال خوبی نبود آدمها
زیر رود کبود خوابیدن
هر چه چشمش سر جهان آورد
همه را توی خواب میدیدم
علیرضا آذر
نخواه فراموشت کنم!
آخر کدام
در کدام اردیبهشت
خانه تکانی کرده است؟
دیوانه
من تازه عاشقت شده ام
بهرام محمودی
چشمان تو
معنای
تمام جمله های ناتمامی ست
که عاشقان جهان
دستپاچه
در لحظه دیدار
فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند ...
عباس_معروفی